من بالاخره اطلاعات بیشتری در مورد فیلم دوم جانوران شگفت انگیز دارم. زمان تئوری ساختن رسیده! تائید شد که جیکوب کوالسکی به همراه کویینی و تینا گلدستین برمی گردد. این گروه به نیوت اسکمندر و آلبوس دامبلدور در ماجراجویی هایشان علیه گلرت گریندلوالد می پیوندد، هر چند یک سوال بزرگ وجود دارد:
جیکوب چگونه برمی گردد؟
من فرض را بر این گذاشتم که حافظه او در صحنه آخر جانوران شگفت انگیز برگشت، جایی که او کویینی را در نانوایی اش دید. اگر حافظه اش کامل برنگشته بود، شرط میبندم کویینی رابطه شان را به نحوی دیگر از سر می گرفت.

در خیال پردازی هایم، من آنها را در حال فرار به اروپا تصور می کنم، جایی که یک مشنگ و جادوگر می توانند عاشق هم باشند و میتوانند باهم غذاهای فوق العاده لذیذی درست کنند، هدفشون برای رفتن به اروپا میتواند ازدواج هم باشد. از طرف دیگر رولینگ ممکن است بخواهد این موقعیت رمانتیک را برای آخر فیلم ها نگه دارد، هنگامی که گریندالوالد شکست خورده است.

با وجود هیجانم برای بازگشت جیکوب ( قهوه ام تو گلویم پرید ) نمی توانم جلوی خودم را بگیرم و با خودم فکر نکنم: چگونه یک مشنگ بین جادوگر ها دوام می آورد؟ مخصوصا در زمانی به این آشفتگی، که مشنگ ها هدف قرار گرفته اند.
ما مشنگی را ندیده ایم که هم تراز با جادوگرها، با آنان تعامل داشته باشه. در کتاب های هری پاتر اکثر مشنگ هایی که ما دیدیم تحت غلبه جادوگرها قرار می گیرند. دورسلی ها علیه هر چیزی که به نظرشان ذره ای عجیب می آمد تعصب داشتند ولی در مقابله با جادو تبدیل به موجوداتی بدردنخور و نالان می شدند. ولی خب روبیوس هاگرید به پسرشان یک دم خوک هدیه داد. فرانک برایس، خانواده رابرت (خانواده مشنگ در مسابقات جام جهانی کوییدیچ) و والدین هرماینی در برابر جادو ناتوان بودند. و این روند پاک کردن حافظه آنها را برای هرماینی بسیار ساده کرد رو (قاعدتا از لحاظ جادویی، نه احساسی)تا زمانی که اوضاع دوباره امن شود. گرنجر ها حرفی برای گفتن در این زمینه نداشتند. اکثر ماگل های بازیچه حقه ی کلید های آب رونده و چیزهای شبیه آن و یا طعمه مرگخواران هستند.

و این جالب میشود اگر جیکوب جایگاه خودش را در دنیای جادوگری پیدا کند و کویینی هم در کنار باشد. او چگونه کمکی میتواند باشد وقتی یک طلسم می تواند آسیب های فراوانی وارد کند و حتی می تواند فورا کسی را بکشد؟ دائم در خطر بودن جیکوب بدون آنکه راهی برای دفاع از خودش داشته باشه ممکن است روابطه اش با دوستانش به خصوص کویینی را تحت الشعاع قرار دهد. کویینی ممکن است با حس عذاب وجدان فرستادن عشقش به موقعیتی که ممکن است منجر به مرگش شود کنار نیاید. من امیدوارم که عشق آنها قوی بماند و خداحافظی اشک آور دیگری نداشته باشند، هنگامی که کویینی برای حفاظت از جیکوب تصمیم می گیرد او را رها کند.

با توجه به سابقه جی کی رولینگ در کشتن شخصیت های دوست داشتنی من فقط می توانم امیدوار باشم که جیکوب همان حفاظتی را در برابر مرگخواران داشته باشد که هری، رون و هرماینی گرنجر داشتند. رولینگ ممکن است تصمیم بگیرد که او را به عنوان یکی از تلفات جنگ بکشد یا از مرگ او استفاده کند تا جدایی بین دنیای جادویی و مشنگی را توجیه کند. من ترجیح می دهم مثالی از زندگی برابر مشنگ ها و جادوگران هر یک با ارزش های خود ببینم.

ممکن است تعامل جیکوب با دامبلدور یکی از دلایلی باشد که دامبلدور درآینده انقدر سرسختانه برای حقوق مشنگ ها می جنگد.

جیکوب خودش را در جانوران شگفت انگیز اثبات کرده است. صرف نظر از معدود لحظات شوخی آمیز شگفت زدگیش او در دنیای جادویی راحت است. اگر او می تواند از پس جانوران شگفت انگیز بربیاد چرا نتواند از پس انسان های شگفت انگیز بر بیاید؟ جیکوب می تواند یک جفت چشم ثانویه ضروری برای گروه باشد که تحت تاثیر امتیاز جادو قرار ندارد. او می تواند راه هایی را به کمک عقل سلیم ببیند که جادوگران نسبت به آنها بی توجه شده اند. ممکن است موقعیت های بیشتری شبیه هنگامی که او در را با لگد باز کرد وقتی که ورد های کویینی کار نمی کردند ببینیم. حتی هرماینی هم بعضی وقت ها به کسی نیاز دارند که به او بگوید برای آتش روشن کردن حتما نیازی به چوب ندارد. دیدگاه های متفاوت در موقعیت های حساس فوق العاده ارزشمند هستند.

صرف نظر از همه ی اینا من فکر می کنم ما همگی مشتاقیم تا گروه چهارنفری جانواران شگفت انگیز را دوباره بینیم.

منبع: سایت ماگل نت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *